عشق بابا و مامان

اهورا عسل مامان و بابا

               امشب چه ناز دانه گلی در چمن رسید

گویی بساط عیش مداوم به من رسید

نور ستاره ای در شب تولدش

انگار که فرشته ای از ازل رسید

 


بدون عنوان

روز مرد و پدر بر تمام مردان پاک ایران زمین مبارک . همسر عزیزم روزت مبارک شادی تو نهایت سعادت من است ...
25 ارديبهشت 1393

تولد پدر مسعود

امروز روز تولد پدر مسعود بود همین جا به همسر عزیزم تولدش رو صمیمانه تبریک میگم امیدوارم همیشه سلامت و شاد باشی و سایه ات یک عمر بالای سر ما باشه همسر مهربونم دوستت داریم ...
11 ارديبهشت 1393

خاطرات نوروز

توی نوروز خیلی خوش گذشت و پسری حسابی بازی و گردش کرد اینم به روایت تصویر    پسری با مقداری از عیدی هاش این اسکوتر رو خرید و حسابی دوسش داره       اهورا و گلبرگ جون این شکلها رو با تخم مرغ و رول دستمال کاغذی درست کردم و عیدی بچه ها رو توشون گذاشتم بچه ها خیلی خوششون اومده بود البته شکلهای دیگه ای هم درست کرده بودم اما یادم رفت ازشون عکس بگیرم اهورا و آرشام جون کنار سفره زیبای مامانی آرشام   ...
11 ارديبهشت 1393

سفره هفت سین

امسال پسری کمک مامانی وسایلسفره هفت سین رو آماده کرد از کاشتن سبزه تا رنگ کردن تخم مرغ ها و خدایش هم که چه عالی در اومدن ...قربون پسرم برم ان شالله که مثل همین سبزه ها همیشه سبز و پاینده باشی                           اینم سفره خونه مامان جون   ...
1 فروردين 1393

حال و هوای نوروز

سلام دوستای گلم سال نو مبارک ان شالله امسال سال خوب و پر برکتی برای همه باشه و تن تمام نی نی های دنیا سالم و سلامت باشه و زیر سایه پدر و مادر بزرگ شن ان شالله . ..آمین... ...
1 فروردين 1393

تولد اوش کوچولو

یکم دی ماه یه نی نی کوچولو ناز به جمع خونواده پدری من اضافه شد زن برادر عزیزم یه پسر خوشکل که مثل فرشته هاست رو به دنیا اورد و چکاوک و امید کوچولو صاحب یه داداش شدند چکاوک جون اومده بود خونه ما و اهورا خیلی خوشحال بود و خیلی با هم بازی کردند البته اقا اهورا هم هوس خواهر دار شدن کرده بود                        اینم آوش کوچولو   ...
21 دی 1392

کاردستی

این روزها پسری با کاغذ رنگی و چسب مشغول کار دستی درست کردنه و حسابی از این کار لذت می بره              اینم نتیجه کار گل پسرم ...
21 دی 1392

یلدا مبارک

سلام دوستان گلم خوبید با تاخیر خیلی زیاد یلدا رو به همه عزیزان تبریک میگم به خاطر کارهای پایان نام ام نمی تونم وبلاگ پسری رو به روز کنم اما خوب ما هم مثل تمام ایرانیان عزیز که این رسم قشنگ رو ر ساله پاس میدارن خونه مامانم اینا بودیم و با عمه های گلم اون شب رو جشن گرفتیم و حسابی به گل پسرم خوش گذشت و البته مامان ارشام جون دوست خوبم با پاپ کورن یه ادم برفی یادم داد که سریع درست کردم و بردم خونه مامانم اینا زهرا جون امیدوارم خوب درستش کرده باشم                                 ...
21 دی 1392